کوچولوی ما

خبردار شدن از وجود نازنینت

1390/12/10 18:11
136 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم.خوبی؟من و بابا امروز رفتیم آزمایشگاه و ساعت حدود 10:25 صبح متوجه شدیم که وارد فصل جدیدی از زندگیمون شدیم و شدیم مامان و باب و متوجه شدیم که یک فرشته نازنین داره وارد زندگیمون می شه.هردومون گریه مون گرفته بود(البته من بیشتر).فورا به مامان بزرگ خبر دادیم و بابایی رفت سر کار و من رفتم خونه مامان بزرگ اینا.همه خیلی خوشحال بودن. حالا دیگه باید شنبه برم دکتر و آزمایش تیتر بدم، چون دکتر آزمایشگاه گفت بتات هنوز پایینه و احتمالا زود اومدی واسه آزمایش. من مطمئن بودم که تو هستی و امروز صبح تونستم اینو به همه ثابت کنم. البته قراره تا شنبه به کسی چیزی نگیم. تا شنبه دل تو دلم نیست مامان جون. عزیزم مواظب خودت باش.بدون که من و بابا هر کاری می کنیم تا تو خوب و راحت و سلامت به دنیا بیای و خوب و سالم و راحت زندگی کنی.بدون که خیلی دوست داریم و واسه دیدنت حسابی منتظریم. قربونت برم عزیزم   

 

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

سوده
10 اسفند 90 18:25
بهار جونم عزیزم انشاالله مبارکت باشه به سلامتی وخوشی نینیت بدنیا بیاد
مامان ساینا
10 اسفند 90 18:56
مبارکهههه. انشاله به سلامتی.
adi
10 اسفند 90 19:45
ان شالله قدمش واستون خوب باشه و صحیح و سالم بیاد بغلت و زندگیت رو شیرین تر از قبل کنه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کوچولوی ما می باشد